عجیب ترین غذاهای دنیا
گاهي واقعا شگفتانگيز است كه مردم برخي كشورها چه غذاهاي عجيب و غيرقابل باوري را ميخورند. در اين بين شايد ژاپن و چين ركورددار خوردن غذاهاي باورنكردني هستند كه حتي خوردن برخي از آنها در عقل انسان نيز نميگنجد. غذاهايي همچون اختاپوس، خيار دريايي، لانه پرنده، كلهپاچه خوك، ملخ سرخ شده و... كه حتي تصور آنها حال آدم را به هم ميزند. در اين جا ميخواهيم بعضي از اين غذاها را مرور كنيم:البته پيشاپيش عذرخواهي مي كنيم.
- <حلزون> (شمال غربي آمريكا): حلزونهايي بزرگ با گردنهاي دراز، اين غذا بسيار محبوب مردم اين منطقه است ولي خيلي عجيب و غريب به نظر ميرسند. اين غذا اغلب <گويي داك> نيز ناميده ميشود.
- <گور گونزولا> (ايتاليا): پنيري كاملا بدبو است كه آدم رغبت نميكند آن را بو كند.
- <ملخ سرخ شده> (آفريقا، تايلند): در اين مناطق ملخهاي درشت را در روغن سرخ ميكنند و معتقدند بسيار لذيذ است.
- <سوپ آشيانه پرنده> (چين): اين سوپ از آشيانه نوعي پرستو درست ميشود. اين نوع پرستو براي ساختن آشيانه خود از شاخ و برگ گياهان خاصي استفاده ميكند كه از نظر چينيها خيلي خوشمزه هستند.
- <هاگيس> (اسكاتلند): شكمبه گوسفند كه با آرد و گوشت و مخلفات ديگر پر شده و بخارپز ميشود. در واقع اين غذا نوعي سوسيس است.
- <هاكارل> (ايسلند): هاكارل وقتي تازه است سمي ميباشد. اين غذا از نوعي كوسه تهيه ميشود. در واقع گوشت اين كوسه تخمير ميشود. در قديم مردم ايسلند كوسه درسته را يك و نيم تا دو متر زيرزمين دفن ميكردند ولي امروزه آن را در پلاستيكهاي مخصوص ميپيچند و نگه ميدارند. اين گوشت چند هفته ميماند و سپس چند هفته ديگر آن را آويزان ميكنند تا هوا بخورد و خوشرنگ شود. حتي معده خود ايسلنديها هم گاه توانايي تحمل اين غذا را ندارد.
- <پنير كله يا ههچيز> (سوئد): غذايي كه با كله پخته شده حيوانات درست ميشود و مخصوص ناهار است. آنها كله گوسفند و... را حسابي ميپزند و آب غليظ شده آن را در ظرفي ميريزند و ميگذارند تا مثل ژله ببندد. بعد آن را مثل كالباس برش ميزنند.
- <بلابر> (آلاسكا): چربي خام پستانداران دريايي.
- <پاچه شتر> (فرانسه): درست شبيه به پاچه گوسفند خودمان است.
- <كانگورو> (استراليا): ده سال پيش خوردن گوشت كانگورو حتي در استراليا عجيب به نظر ميرسيد ولي امروزه اين غذا جزء غذاهاي معمولي اين كشور و برخي كشورهاي ديگر از جمله روسيه شده است. طعم گوشت كانگورو شيرين و چيزي مابين گوشت گوزن و جگر است.
- <استيك تاتاري> (فرانسه): گوشت گاو كاملا خام. اين غذا در ژاپن و برخي كشورهاي ديگر نيز مرسوم است.
- <منودو> (مكزيك): اين غذا سوپ شكمبه گاو است.
- <سيبرئو> (ايتاليا): اين غذا همان تاج خروس است (البته نه گل تاج خروس)
- <سوپ جغد> (چين): شبيه به سوپ جوجه است با اين تفاوت كه به جاي جوجهمرغ در آن از جوجه جغد استفاده ميكنند.
- <ميگوي مست>(چين): اين غذاي عجيب شامل ميگوهاي زندهاي است كه در ظرف مخصوص شنا ميكنند. مردم با شور و شوق خاصي با چوبهاي غذاخوري خود ميگوها را شكار ميكنند و گاز ميزنند.
- <فوگو> (ژاپن): نوعي ماهي بادكنكي كه بخشي از بدنش سمي و كشنده است به طوري كه تنها سرآشپزهاي بسيار ماهر اجازه طبخ آن را دارند. خوردن اين ماهي سالانه حدود سيصد ژاپني را به كشتن ميدهد ولي باز هم مردم زيادي علاقه به خوردن آن دارند..
- <اختاپوس> (چين، كشورهاي آسياي شرقي): اختاپوس پخته و تزيين شده با انواع سبزيجات رنگارنگ. مردم اين كشورها با اختاپوس سالاد هم درست ميكنند.
- <ريچي دومار> (سيسيل): اين غذا از نوعي جانور دريايي با همين نام درست ميشود و مردم سيسيل در جنوب ايتاليا تنها علاقهمندان به اين غذاي تيغدار هستند.
- <باساشي> (ژاپن): اين غذا گوشت خام اسب است كه آن را نازك برش ميدهند.
- <پاي قلوه> (انگليس): پاي نوعي شيريني پرطرفدار است كه درون آن با انواع ميوهها پر ميشود ولي مردم انگليس نوعي ديگر از پاي را ميپزند. درون اين غذا با خوراك قلوه پر شده است. فكر ميكنيد خوشمزه باشد؟
منبع: یکی از ای میل های رسیده
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 14:36  توسط حمید خاکسار
|

يكبار ديگر مليپوشان فوتبال ايران نتوانستند بر بام آسيا قرار بگيرند و ناكامي در قهرماني آسيا را 31 ساله كردند، اين بار حريفي كه ما را حذف كرد، كرهجنوبي بود، تيمي كه از ديرباز و پيش از اينكه ژاپن و عربستان جزو حريفان ايران شوند، از سالهاي دور هميشه يك حريف قابل احترام براي فوتبال ايران بود. با اينكه بازي را نبايد ميباختيم، اما باختيم، مقابل تيمي كه تازه از لژيونرهاي خود هم استفاده نكرده بود و سعياش اين بود كه بازيكنان جوانش را براي مقدماتي جامجهاني 2010 آفريقاي جنوبي آماده كند.
اين شكست در حالي رخ داد كه مردم ما به اين پيروزي احتياج داشتند تا روحيهاي شاد به كالبد آنها، تزريق شود. اينكه چرا باختيم و دوباره كميته شكست تشكيل شود و به دنبال آن حرف و حديثها، عملي است كليشهاي كه طي اين سالها بارها به آن پرداخته شد، اما نتيجهاي نگرفت... بد نيست بدانيد، «يانگوم» بازيگر پرطرفدار مجموعه جواهري در قصر كه طرفداران زيادي در ايران دارد تا جايي كه اين روزها تصاويرش روي جلد نيمي بيشتر از نشريات ايران قرار گرفته و
طرفدارانش در ايران بيشتر از كره هستند به شدت از شكست تيم ملي ايران ناراحت شد و توسط افسر «مين جانگو» مسئول شد تا دلايل اين شكست را پيگيري كند، از اين رو سريعا دست به كار شد و به دلايل ناكامي رسيد كه در ذيل خواهيد خواند!
خانم يانگوم ميگويد: پس از بررسيهاي زياد به اين نتيجه رسيدم كه:
1- هر بار فوتبال ايران در ميادين بينالمللي با شكست مواجه ميشود، مسئولان به دنبال مقصر ميگردند، اما مسئولان ايراني ميدانند كه پس از هر ناكامي، مردم پس از مدتي آن را فراموش ميكنند و ديگر از ستارههاي خود نميپرسند كه دلايل شكست چه بود؟
2- اينكه مربي ايراني و يا خارجي سكان هدايت تيم ملي را برعهده بگيرد، تفاوتي نميكند، از زمان محمد مايلي كهن و ويرا، ايويچ، جلال طالبي، بلاژويچ، برانكو، شاهرخي، امير قلعهنوعي كه گويا ژنرال فوتبال ايران است، هميشه انتقاد بر آنها بوده، گويا مربيان تيم ملي هميشه با كابوس انتقاد دست و پنجه نرم ميكنند.
3- متوجه شدم كه تعدادي از بازيكنان تيم ايران، مراقب ساقهايشان بودند تا در مسابقات باشگاهي از آن استفاده كنند.
4- از آنجا كه با نيمي از تيم كرهجنوبي با نام «نيمكره» وارد رقابتها شده بوديم، آنها فكر ميكردند كه به راحتي مقابل ما پيروز خواهند شد.
5- مطمئنم كه اگر پيرمردي به نام «علي دايي» در تيم ملي حضور داشت، آنان به راحتي به فينال ميرسيدند و از مالزي هم يك آبكش درست و حسابي درست ميكردند. آهاي دايي كجايي كه يادت بخير.
يادم ميآيد سال گذشته كه مجموعه جواهري در قصر در مراحل دوبله بود، من هم به ايران آمدم، همه انتظار داشتند تيم در جامجهاني نتيجه بگيرد، اما نگرفت و نوك انتقادات بر آقاي گل جهان نشانه رفت، مهاجماني كه روي نيمكت بودند، گفتند اگر ما بوديم چنين و چنان ميكرديم، اما در همين مسابقات، اصلا مهاجمان ايران گل نزدند! در واقع ايران بدون مهاجم بود.
6- يك سري بازيكن به عنوان جهانگرد روانه مالزي شدند تا از اين كشور زيبا ديدن كنند، فوتباليستهايي كه حتي يك دقيقه هم فرصت بازي به آنها داده نشد.
7- اگر هوا آفتابي بود، ايرانيان بازيهاي خوبي از خود به نمايش ميگذاشتند.
8- اگر فلفلي به نام كعبي بازي ميكرد، تيم بهتر نتيجه ميگرفت. كاش شبكه دوم بازيها را تحت پوشش قرار ميداد، چون مجموعه من هم از اين شبكه پخش ميشود.
9- متوجه شدم اگر تعداد مشاورين تيم ملي كمتر از 15 نفر بود، حتما قهرمان ميشد.
10- اگر شبكه سوم از تيم ملي انتقاد نميكرد، تيم تا پاي فينال ميرفت.
11- اگر پس از پيروزي ايران بر مالزي از اميرخان قلعهنوعي تشكر ميكردند، كره را در همان 90 دقيقه شكست ميداديم.
12- اگر سريال جواهري در قصر پخش نميشد، فوتباليستهاي ايراني هم دلشان براي يانگوم كرهاي نميسوخت و كره را شكست ميدانند، اگر ايران، با عربستان يا ژاپن در اين مرحله بازي ميكرد، حتما پيروز ميدان خارج ميشد، مطمئن باشيد.
13- اگر دل ايرانيها به ستارههاي ميليون دلاريشان خوش نبود، حتما قهرمان ميشدند.
14- اگر فوتبال ايران رييس فدراسيون و اساسنامه مورد تاييد فيفا داشت حتما ايران بهترين تيم آسيا ميشد.
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 17:18  توسط حمید خاکسار
|